على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

43

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

پنجم « گزيدهء اسناد سياسى ايران و عثمانى » انتشار يافته كه علاوه بر اسناد بسيارى كه دربارهء مظفر الدين شاه دارد يك سند روزنامه‌اى است دربارهء داستان سوءقصد و خبر مرگ تروريست در زندان . دريغ آمدم مقدمهء اين سفرنامه از اين سند مهم خالى بماند اينك متن سند و كليشهء آن : « 20 شهر جمادى الثانى 1319 - نمره 290 : در روزنامه‌هاى فرانسه كه تازه رسيدند صورت نحس و خبر خيريت اثر مرگ ( سالسوى ) شقى را كه پارسال قصد ذات ملكوت صفات همايون شهريارى ارواحنا فداه در پاريس كرد ، ديد . اينك شكل و مندرجات روزنامه را كه مايه شكر و شعف است لفّا تقديم مىنمايد . زياده جسارت شد . چاكر جان‌نثار عبد الصّمد است . « از گاين اطلاع مىدهند از قرار اخباريكه از جزاير سالو رسيده است سالسو نام كه پارسال در خيابان بوادوبولنى مرتكب سوءقصدى نسبت به اعليحضرت همايونى شاه ايران شده بود مرده است - سالسويوم دهم نوامبر مسيحى به حبس ابدى محكوم شده بود يوم نوزدهم ژوئيه فوت شده است » « 51 » ظهير الدوله و اسناد تاريخى و روابط خانوادگى چنان كه مورخين مكرر در مكرر نوشته‌اند و ما نيز يادآورى كرديم كه در جريان بمباران مجلس اول خانه ظهير الدوله نيز به توپ بسته شد و همه‌چيز آن به تاراج رفت . از مطالعات محدود خود چنين استنباط كرده‌ام كه بين ظهير الدولهء درويش‌نهاد و بىاعتنا به جاه و مقام و درهم و دينار و قوم و خويشان دربارى روابطى چندان گرم وجود نداشته و آن ظاهربينان مادى و عارى از معنا نه تنها جنبهء ارشادى او را جدى نمىگرفتند بلكه با عباراتى نيشدار از او سخن مىگفتند . مسعود ميرزا ظل السلطان مىنويسد : « بعد از صفى عليشاه مرحوم ( 52 ) عليخان ظهير الدوله پسر حاجى محمدناصر خان ظهيرالدوله پسر جان محمد خان قاجار كه جانشين و خليفهء شيخ شد ، امروز آن خانقاه و آن سجّاده و ان دستگاه در دست جناب خان قاجار است . شوهر همشيرهء من ( توران آغا ) ملكهء ايران . من بشخصه از اين طايفه نيستم ولى از روى انصاف مطلبى چند مىنويسم و حكم مىكنم يا تصديق مىكنم خوب و بد در تمام طوايف عالم هست و در هر سلسله همه‌كس را نبايد به يك چشم و به يك حالت دانست كه : مردمان خدا ممكنند در اوباش - ختم

--> ( 51 ) - گزيدهء اسناد سياسى ايران و عثمانى جلد پنجم نشر ( دفتر مطالعات سياسى و بين‌المللى ) ص 181 .